السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

307

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

جسم در وجود خود نيازمند سفيدى نيست . هم‌چنين شجاعت در وجود خود نيازمند نفس است تا عارض شود ، اما نفس در هستى خود نيازى به شجاعت ندارد . از اين‌جا دانسته مىشود كه وجود عرض هميشه وجود لغيره است . عرض ذاتى ر . ك : اعراض ذاتيه . عرض غريب عرض غريب در برابر عرض ذاتى است ، و آن امرى است كه به واسطهء امر ديگرى - خواه اعم از موضوع باشد يا اخص يا مساوى آن - عارض بر موضوع مىشود . ر . ك : اعراض ذاتيه . عروض مقولى عروض مقولى يعنى عروض يكى از مقولات عرضى بر ماهيت . مانند عروض سفيدى بر جسم . در عروض مقولى ، معروض با قطع‌نظر از عروض شىء مورد نظر و در مرتبهء مقدم بر آن ، داراى تحقق و ثبوت مىباشد ، و چنين نيست كه ثبوت خود را مرهون عروض آن شىء باشد . بلكه به عكس ، عارض در وجود و تحقق خود متكى و وابسته به معروض مىباشد و لذا ثبوتش فرع بر ثبوت معروض است . عقل عقل در لغت به دو معنا آمده است : يكى فهم و ديگرى قيد و بند . اما در اصطلاح معانى متعدد دارد . و در فلسفه بيشتر در دو معناى زير به كار مىرود : 1 . عقل به معناى جوهرى كه ذاتا و فعلا از ماده مجرد است . 2 . عقل به معناى نيروى ادراك كليات . عقل اجمالى مرحلهء سوم از تعقل ( - ادراك كلى ) است . در اين مرحله عقل ، معقول‌هاى فراوانى را تعقل مىكند ، اما بدون آن‌كه ميان آنها تفكيك برقرار باشد . در اين مرحله عقل يك وجود بسيط و اجمالى دارد كه مشتمل بر همهء تفاصيل است ؛ مثلا هنگامى كه كسى چند مسئله را براى شما مطرح مىكند ، و شما پاسخ همه را مىدانيد ، و جواب آنها در ذهنتان حاضر مىگردد ، در نخستين لحظه‌اى كه شروع مىكنيد به پاسخ دادن ، نسبت به همهء آن مسائل ، علم يقينى و بالفعل داريد ، اما هيچ تفكيك و تفصيلى ميان آن پاسخ‌ها وجود ندارد . تفكيك اين پاسخ‌ها و تفصيل ميان آنها هنگامى صورت مىپذيرد كه يكايك آن مسائل را جداگانه پاسخ دهيد . گويا علم بسيطى كه از آغاز واجد آن هستيد ، چشمه‌اى